خرید بک لینک
۱۲ دلیل برای اینکه باید هر شب با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید

استرس دارید؟ برای خوابیدن دچار مشکل هستید؟ به نظر میرسد خیلی از مشکلات فقط با داشتن رابطه جنسی منظم برطرف میشود. در زیر به ۱۲ دلیلی اشاره میکنیم که به شما ثابت میکند چرا باید هر شب با همسرتان نزدیکی داشته باشید.

۱. رابطه جنسی استرس را کم میکند.

اگر روز سخت و طولانی سر کار داشتهاید یا همین طوری کمی احساس استرس میکنید، رابطه جنسی به شما کمک خواهد کرد کمی ریلکس شوید و سطح استرستان را پایین بیاورید. بدن در طول رابطه جنسی دوپامین، اندورفین و اوکسیتوسین ترشح میکند که همه این هورمونها در کنار هم به از بین بردن استرس و بالا بردن سطح شادی طبیعی کمک میکنند.

۲. رابطه جنسی ورزشی لذتبخش است.

خیلی از ما با شنیدن کلمه «ورزش» دچار وحشت میشویم، البته نه اگر این ورزش شامل رابطه جنسی باشد. در طول رابطه جنسی، بدن مداوماً تغییرات فیزیولوژیکی را تجربه میکند که شبیه به یک برنامه ورزش است. سرعت تنفس بالا میرود که این موجب کالریسوزی میشود. این یعنی اگر فقط سه بار در هفته با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید، میتوانید در سال چیزی حدود ۷۵۰۰ کالری بسوزانید. این درست مثل ۱۲۰ کیلومتر دویدن است.

۳. رابطه جنسی به ارتقای سیستم ایمنی بدنتان کمک میکند.

محققان دانشگاه ویلکس در پنسیلوانیا دریافتهاند که دانشجویانی که حداقل دو مرتبه در هفته با همسرشان رابطه جنسی داشتند، درمقایسه با آنهایی که اصلاً رابطه جنسی نداشتند، سطح بالاتری از پادتن در بدنشان وجود داشت. در طول رابطه حنسی، آنتیژنهایی مثل ایمونوگلوبولین A در بدن ترشح میشود که ثابت شده است با سرماخوردگی و حتی آنفولانزا مقابله میکند. یک خبر خوب دیگر اینکه، هرچه رابطه جنسی بیشتری داشته باشید، آنتیژن بیشتری در بدنتان ترشح شده و سالمتر خواهید بود!

۴. رابطه جنسی فشارخونتان را پایین میآورد.

بعضی از انواع فعالیتهای فیزیکی، حتی اگر کوتاه باشد، تاثیر فوقالعادهای بر فشارخون دارد. در تحقیقی که در دانشگاه پیسلی انجام گرفت، مشخص شد که رابطه جنسی فشارخون دیاستولی (عدد پایینی فشارخون) را کاهش میدهد.

۵. رابطه جنسی کمک میکند قلبی سالم داشته باشید.

وقتی بدن کالری میسوزاند، قلب نیز تقویت میشود. محققان موسسه تحقیقاتی نیوانگلند دریافتهاند که اگر مردها به صورت منظم با همسرشان رابطه جنسی داشته باشند، تا ۴۵٪ کمتر به بیماریهای قلبی-عروقی دچار میشوند.

۶. رابطه جنسی به تسکین درد کمک میکند.

اگر درد یا میگرن دارید، رابطه جنسی برایتان بسیار بهتر از مسکن عمل خواهد کرد. دکتر جورج ارلیچ متخصص آرتروز در تحقیق خود دریافته است که بیمارانی که با همسرشان رابطه جنسی منظم داشتند درد بسیار کمتری را نسبت به آنهایی که رابطه جنسی نداشتند، احساس میکردند.

۷. رابطه جنسی باعث میشود عادتماهیانهای منظم داشته باشید.

اگر عادتماهیانهتان کمی نامنظم است، میتواند بخاطر سبک زندگی استرسزایتان باشد. همانطور که قبلاً ذکر شد، رابطه جنسی استرس را کم میکند و این میتواند بر منظم شدن قاعدگیتان هم تاثیر مثبت داشته باشد.

۸. رابطه جنسی عضلات لگنتان را قوی میکند.

رابطه جنسی علاوه بر عضلات روی پا، کمر و شکم روی عضلات لگنتان هم کار میکند. به نظرتان راه بهتری برای عضلهسازی هم وجود دارد؟ با ساختن عضلات لگنی قویتر میتوانید ارگاسم بسیار بهتری هم در طول رابطه جنسی تجربه کنید.

برای خانمها داشتن عضلات قوی لگن علاوه بر کمک به بهبود علائم بیاختیاری ادرار، حساسیت در طول عمل جنسی را هم افزایش میدهد و کمک میکند ارگاسمهای قویتری داشته باشید. برای مردان هم تمرینات عضلات لگن خاصره میتواند جلو مشکلاتی مثل اختلال انزال و بیاختیاری ادرار را بگیرد.

۹. رابطه جنسی احتمال سرطان را پایین میآورد.

رابطه جنسی منظم به ویژه برای مردان احتمال ابتلا به سرطان را کاهش میدهد. در یک تحقیق استرالیایی، مشخص شده است که مردهایی که حداقل ۲۱ مرتبه در ماه انزال داشتهاند، کمتر دچار سرطان پروستات شدهاند.

۱۰. رابطه جنسی خوابتان را بهبود میبخشد.

رابطه جنسی هم درست مثل ورزش ضربان قلب شما را بالا میبرد و این منجر به ریلکس شدن بدن میشود. علاوه بر این، گفته میشود انزال مرد موجب رخوت میشود که خوابیدن بعد از عمل جنسی را بسیار راحتتر میکند.

بعد از ارگاسم هورمون پرولاکتین ترشح میشود که مسئول حس ریلکسی و خوابآلودگی بعد از رابطه جنسی است.

۱۱. رابطه جنسی باعث میشود ۱۰ سال جوانتر به نظر برسید.

داشتن رابطه جنسی با همسرتان سه مرتبه در هفته باعث میشود حداقل ۱۰ سال جوانتر از سنتان به نظر برسید! دیوید ویکس، محقق و متخصص مغز و اعصاب اسکاتلندی در کتاب خود مینویسد، «داشتن رابطه جنسی خوب واقعاً برایتان خوب است!»

۱۲. رابطه جنسی طولعمرتان را افزایش میدهد.

جمع همه این فواید فوقالعادهای که رابطه جنسی منظم میتواند بر جسم و ذهن داشته باشد این است که سالها به طولعمر شما اضافه کند. درواقع، تحقیقی که در ژورنال پزشکی بریتانیا به چاپ رسید، مشخص کرد که شرکتکنندههای مردی که رابطه جنسی منظم داشتند، دوبرابر آنهایی که هیچوقت رابطه جنسی نداشتند، عمر کردند.

خوب همینطور که میبینید داشتن رابطه جنسی منظم نه تنها هیچ عیبی ندارد، بلکه فواید بسیاد زیادی برای سلامت جسمی و روحیتان خواهد داشت. پس سعی کنید هر روز با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید!

منبع مقاله : lifehack.org

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 27 ارديبهشت 1395 ساعت: 15:25

مرزهای شخصی به دیگران یاد میدهد چطور با شما رفتار کنند

مهمترین چیز درمورد مرزهای شخصی این است که این مرزها برای تنبیه یا کنترل کردن دیگران نیست. این مرزها برای این است که به دیگران نشان دهید چه چیزهایی در زندگی شما قابل قبول است و چه چیزهایی نیست. این مرزها به شما کمک میکند تعادل زندگیتان را حفظ کرده و از بدن، ذهن، احساسات و زمانتان درمقابل تقاضاهای زیانآور و نامطلوب دیگران محافظت کنید.

وقتی مرزهای شخصی تان چندان قوی نباشند، هم احترام خودتان و هم احترام اطرافیانتان به خطر خواهد افتاد. جای تعجب نیست که افراد سلطهگر، زورگو، نامحترم و آویزان را به زندگیتان جذب خواهید کرد.

اینها به نظرتان آشنا نمیآید؟

– وقتی واقعاً میخواهید جواب «نه» بدهید، میگویید، «آره».

– وقتی به کسی «نه» میگویید، عذابوجدان میگیرید.

– برای به دست آوردن آرامش برخلاف ارزشهای واقعیتان عمل میکنید.

– وقتی کسی با شما بدرفتاری میکند، از خودتان دفاع نمیکنید.

– برای دوست داشتهشدن بیش از اندازه تلاش میکنید.

– به دیگران اجازه میدهید حرفهایی به شما بزنند یا کارهایی با شما بکنند که موجب ناراحتیتان است.

– انتظار دارید که نزدیکترین افراد به شما، بدون اینکه چیزی بگویید از چیزهایی که ناراحتتان میکند باخبر شوند.

متاسفانه، بعضیها بخاطر این باور اشتباه که برای به دست آوردن دل و احترام دیگران باید همیشه در دسترس آنها باشند، برای خودشان مرزهای شخصی نمیگذارند. مشکل اینجاست که هر عمل موافقت، انکار نفس یا نیازمندی، احترام دیگران را از بین میبرد.

اگر به تطبیق دادن خودتان به دیگران عادت کردهاید، فرآیند ایجاد مرزهای شخصی به نظر غیرطبیعی و تهدیدآمیز میآید ولی اگر به آن پایبند شوید، متوجه میشوید که به مرور زمان همه چیز برایتان سادهتر میشود و بدون شک ارزشش را خواهد داشت!

ایجاد مرزهای شخصی سالم برای خود

با خودتان شروع میشود

فرآیند ایجاد مرزهای شخصی با خودتان شروع میشود که اول قبول کنید که نه تنها لایق این هستید که این مرزها را داشته باشید بلکه وجود این مرزها برای مراقبت از خودتان ضروری هستند. دوم اینکه، باید قبول کنید که حق ایجاد این مرزها را دارید. شاید به نظرتان عجیب برسد ولی من کسانی را میشناسم که قلباً نمیدانستند که چنین حق انتخابی دارند.

درواقع، شما نه تنها حق دارید اینکار را بکنید، بلکه مسئولیت اینکه دیگران چطور با شما رفتار کنند هم بر عهده خودتان است. مرزهای شما بعنوان فیلترهایی عمل میکند که مشخص میکند چه چیز در زندگی شما قابلقبول است و چه چیز نیست.

البته زمانهای خواهد بود که کسی به کمک شما نیاز دارد و با احترام از شما کمک میخواهد. باید قبول کنید که زمان کمی تجربه کردن و شاید چند قدم اشتباه برداشتن میخواهد ولی بالاخره یاد میگیرید فرق بین یک درخواست قابلقبول و درخواستی که شما را در معرض خطر پسرفت قرار میدهد.

نیازهایتان را مشخص کنید

تشخیص اینکه کجاها به فضا، احترام، انرژی و قدرت شخصی بیشتری نیاز دارید، قدم دوم است و برای آن باید زمان بیشتری صرف کنید تا آگاهیتان را نسبت به خود بیشتر کنید. با تشخیص الگوهای تکراری از موقعیتها و رفتارهایی شروع کنید که موجب خشم، بیانرژی کردن و یا افسرده کردنتان میشوند.

وقتی این موقعیتهای خاص را تشخیص دادید، آنها را در یک دفترچه یادداشت کنید. نگران توانایی نوشتن خود نباشید، این تمرین برای این است که کمکتان کند بفهمید اوضاع از چه قرار است. دلیل اهمیت آن این است که خیلی وقتها ما بعضی چیزها را برای خودمان خیلی مهم میکنیم ولی در حقیقت اصلاً موضوع خاصی نیستند.

بعنوان مثال، ممکن است میزان زیادی انرژی منفی روی خواهرتان صرف کنید چون عادت کرده است بدون اینکه از قبل خبر دهد، بچههایش را پیش شما بیاورد تا از آنها مراقبت کنید. موضوع اصلی خواهرتان نیست، موضوع این است که احساس میکنید به شما احترام گذاشته نشده و به اشتباه باور دارد که چون خواهر او هستید نمیتوانید به او «نه» بگویید. خوب خبر خوب این است که، شما کاملاً حق دارید که برای خانوادهتان هم مرز تعیین کنید.

مرزهایتان را مشخص کنید

اگر قبلاً تجربهای در این زمینه نداشتهاید، توصیه ما این است که از کم شروع کنید. اگر یک موضوع است که عصبانیتان میکند، بهتر است روی رفتار یا موقعیتی تمرکز کنید که چندان خطرساز و تهدیدآمیز نباشد تا بتوانید فرآیند تعیین کردن نیازها و بیان آنها را به راحتی انجام دهید.

اشتباهی که خیلیها وقتی میخواهند برای خود مرز تعیین کنند مرتکب میشوند این است که از سر خستگی و خشم اینکار را شروع میکنند. با این روش مطمئناً با شکست یا مشاجره مواجه خواهند شد. ایجاد مرزهای قوی و باثبات به رفتار خودتان بستگی دارد، بنابراین بهتر است با محبت برای دیگران و همچنین خودتان آن را انجام دهید.

بااستفاده از دفترچهتان، مرزها و همچنین رفتارهایی که برایتان قابلقبول است و رفتارهایی که قابلقبول نیست را توصیف کنید. به عبارت دیگر، اینجا دقیقاً همانجایی است که تصمیم میگیرد خطرهای مرزیتان را بکشید.

بیان مرزهایتان

وقتی زمان اجرای مرزهای جدیدتان میشود، اجازه بدهید تجربه و سطح راحتیتان هدایتتان کند. یک راه برای انجام این کار این است که از سناریوی معمول رفتار غیرقابلقبول استفاده کنید.

به مثال خواهرتان برمیگردیم. ازآنجاکه در گذشته آن رفتار را به رفتاری راحت تبدیل کردهاید، شاید ایده خوبی نباشد که یکدفعه در خانهتان را به روی او ببندید. کاری که میتوانید بکنید این است که بچهها را قبول کرده بعد از او بخواهید که قبل از اینکه برود، چند دقیقه با او حرف بزنید. بعد برایش توضیح دهید که چقدر همیشه از دیدن او و فرزندانش لذت میبرید (حتی اگر نمیبرید، لبخند بزنید و تحمل کنید) ولی واقعاً دوست دارید اگر لازم باشد که از فرزندانش مراقبت کنید، از قبل به شما اطلاع داده شود. از زبان خودتان استفاده کنید، مهربان باشید ولی احساس نکنید که لازم است خودتان را برای او توضیح دهید یا عذرخواهی کنید.

بعضیها کاری میکنند که احساس عذابوجدان کنید تا اینکه بتوانند به چیزی که میخواهند دست پیدا کنند. ولی اگر به خودتان ایمان داشته باشید و باور داشته باشید که کار درستی انجام میدهید، خواهید دید که مشکل خودشان است، نه مشکل شما.

بر عذاب وجدانتان غلبه کنید

آماده باشید. باید آماده باشید که انتخابهای سختی برای تغییر سبکزندگیتان بگیرید و عذابوجدان متداولترین مانعی است که وقتی میخواهید از خودتان محافظت کنید گرفتارش میشوید. فقط باید به خودتان یادآور شوید که اصلاً چرا این مرزها را برای خودتان مشخص کردید.

البته ممکن است اطرافیانتان هم به حالت دفاعی بروند که البته به عذابوجدان شما اضافه خواهد کرد. ولی اکثر افراد به مرور زمان به این مرزهای جدید شما عادت خواهند کرد ولی بعضی ممکن است با آن کنار نیایند. هیچ اشکالی ندارد چون مطمئناً نمیخواهید کسانی که ارزشها و احترام نفس شما را رعایت نمیکنند در زندگیتان جایی داشته باشند.

به خودتان ایمان و باور داشته باشید

هیچکس بهتر از خودتان نمیداند که به چه چیزهایی نیاز دارید و به چه چیزهایی ارزش میگذارید. اجازه ندهید کسی این تصمیمات را برای شما بگیرد. مرزهای سالم به شما این امکان را میدهد که به تواناییها و فردیت خودتان و دیگران احترام بگذارید. محدودههای مشخص و قاطع برای خودتان مشخص کنید تا دیگران به آن احترام گذاشته و هر کاری که از دستشان برمیآید برای رعایت آن انجام دهند.

صبور باشید

قبول کنید که این تغییر یک شبه اتفاق نمیافتد. جدا کردن خود از احساسات و باورهایی که باعث میشد مرزهای ضعیف را قبول کنید، نیاز به صبر و تمرین دارد.

خوشبختانه وقتی مرزهای شخصی را برای خودتان مشخص رده و آنها را اجرا کرید، احساس قدرت و اعتمادبهنفس بیشتری خواهید کرد چون با این روش ارزش خودتان را به همه نشان میدهید. هرچه برای متعهد شدن به مرزهای شخصیتان بیشتر تلاش کنید، عشق، احترام و حمایت بیشتری در زندگیتان پیدا خواهید کرد.

منبع مقاله : emotionallyresilientliving.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 25 ارديبهشت 1395 ساعت: 2:40

سر و صدای ذهن و روشهای غلبه بر آن

سر و صدای ذهن آن زمزمههای مداومی است که در ذهن خود میشنوید و هیچوقت قطع نمیشوند. درواقع مکالمه درونی است که بیوقفه در ذهن اتفاق میافتد.

ممکن است همیشه از این سروصدا آگاه نباشید چون به عادتی قدیمی و عمیق تبدیل شده و بخش طبیعی و لاینفک زندگی تلقی میشود.

این صدا مثل یک صدای پسزمینه است که هیچوقت قطع نمیشود، از لحظهای که صبح از خواب بیدار میشوید تا وقتی که شب به خواب میروید ادامه دارد. گاهیاوقات حتی جلوی خوابیدن شما را هم میگیرد. یک نوع صدای درونی است که به طور مداوم هر چیزی را در زندگیتان، محیط اطرافتان و آدمهایی که با آنها ملاقات میکنید، تحلیل میکند. صدایی در سر است که مدام حرف میزند و حرف میزند.

ذهن هم مدام همان افکار را تکرار میکند، مثل ضبط صوتی که هیچوقت قطع نمیشود. اگر این افکار، افکاری مثبت باشند اشکالی ندارد. ولی بیشتر وقتها این افکار منفی هستند که باعث تشدید استرس، نگرانی، عصبانیت و خستگی در شما میشوند. آنها افکاری هستند که واقعاً هیچ نیازی به آنها ندارید.

فکر کردن فعالیتی مثبت و مفید است که برای حل مشکلات، تحلیل کردن، مقایسه کردن، درس خواندن، برنامه ریختن به آن نیاز دارید. ولی خیلی وقتها ذهن به جاهایی میرود که خودش دوست دارد و توجه شما را درگیر مسائل جزئي و پیشپاافتاده میکند. فکر کردن بیخودی فقط زمان و انرژی شما را میگیرد.

صدای ذهن چیست و چطور میتوانید آن را تشخیص دهید:

– افکاری که مثل نوار با آهنگی یکنواخت تکرار میشوند.

– فکر کردن دوباره به اتفاقات و موقعیتهای قدیمی و تجسم دوبارهی ترسها.

– زندگی کردن در گذشته یا آینده. این باعث میشود نتوانیم از زمان حال لذت ببریم. گذشته، گذشته است و آینده محصول فکر و عمل امروزمان است. تنها زمانی که وجود دارد، اکنون است.

– مونولوگ درونی وسواسی که آرامشمان را بر هم زده و ذهنمان را مشغول نگه میدارد.

– هیچوقت در زمان حال نیستید. همیشه به چیزی دیگر فکر میکنید به جای اینکه روی کاری که آن لحظه انجام میدهید تمرکز کنید. اگر همیشه به چیزی دیگر فکر کنیم، هیچوقت از زمان حال لذت نخواهیم برد.

– تحلیل مداوم موقعیتها، واکنشها و رفتارهای خودمان و دیگران. تحلیل گذشته، آینده، چیزهایی که نیاز دریم یا میخواهیم، روزمان، دیروزمان و گذشته دورمان.

– تقریباً تمام فکر کردنها و رویاپردازیهای غیرارادی نوعی صدای ذهن هستند. این نوعی صدای پسزمینه است که در همه کارهایمان اخلال ایجاد میکند.

بیشتر وقتها این صدا خستهکننده است و باعث میشود بازده کاریمان پایین آمده و تنبل شویم. این مکالمه مداوم درونی چون حواس ما را از اتفاقهایی که در زمان حال میافتد پرت میکند، باعث میشود موقعیتهایمان را هم از دست بدهیم.

ذهن ابزاری بسیار مفید است ولی باید تحت کنترل باشد. به نظرتان عالی نیست اگر میتوانستیم طوری باشیم که هروقت خودمان خواستیم فکر کنیم، مثلاً وقتی میخواهیم مشکلی را حل کنیم یا برنامهریزی کنیم و بعد میتوانستیم ذهنمان را خاموش کنیم؟

خاموش کردن ذهن نوعی آرامش درونی میآورد. این همان چیزی است که همه سنتها و آموزههای معنوی از دیرباز به دنبال آن بودهاند و برای کسانیکه به دنبال معنویات هستند و میخواهند زندگیشان را ارتقا دهند بسیار مفید است.

یک لحظه دست از خواندن بکشید و ببینید میتوانید ذهنتان را خاموش کنید؟ دست از فکر کردن بکشید ، ببینید چه اتفاقی میافتد.

متوجه میشوید که دارید به متوقف کردن فکر کردنتان فکر میکنید و این یعنی هنوز دارید فکر میکنید. بعد از چند لحظه احتمالاً یادتان میرود که هدفتان کنترل افکارتان بوده و ذهنتان به فعالیت قطعنشدنی خود ادامه میدهد. این نشان میدهد که ذهن تا چه اندازه بیقرار است و هیچ قانونی نمیپذیرد.

گاهیاوقات در موارد نادر به لحظهای آرامش درونی دست پیدا میکنید، بدون هیچ صدایی در ذهنتان. این به صورت غیرارادی اتفاق میافتد، وقتی توجهتان به یک فعالیت بسیار جذاب یا تماشای یک منظره بسیارزیبا معطوف میشود.

خاموش کردن ارادی ذهن، یعنی هر زمان که بخواهید، با کتاب خواندن به دست نمیآید. این توانایی به تدریج و با گذراندن تمرینات تمرکز و مدیتیشن ایجاد میشود.

ولی خیلیها ممکن است بگویند که مدیتیشن انجام میدهند ولی نمیتوانند ذهنشان را آرام کند. اگر قدرت تمرکز ضعیف باشد، ذهن خیلی ساده از فکری به فکر دیگر غوطه میخورد، پس چطور میتوان مدیتیشن کرد؟ مینشینید که مدیتیشن کنید ولی اینکه اجازه بدهید ذهنتان هر جا که میخواهد برود و هر چیزی که میخواهد را تجسم کند مدیتیشن نیست.

به همین دلیل است که اول باید درجاتی از توانایی تمرکز را به دست آورید تا بتوانید مدیتیشن کردن را شروع کنید.

وقتی قدرت تمرکزتان قویتر شد، میتوانید بدون کلمات، تصاویر و افکار ذهنی مدیتیشن کنید. آنوقت آرامش درونیتان ابتدا در زمان مدیتیشن و بعد در کل زندگی موقع کار کردن، خواندن، حرف زدن و هر کار دیگری به تدریج بیشتر و عمیقتر میشود.

آنوقت صداهای ذهنی کمتر و کمتر شده و به تدریج قطع میشوند.

البته این وضعیت باعث نمیشود که نتوانید فکر کنید، برعکس، وقتی لازم باشد که فکر کنید، بسیار واضح و روشن فکر خواهید کرد. ذهنتان هوشیارتر، متمرکزتر و قویتر خواهد شد. آنوقت میتوانید هروقت خواستید ذهنتان را روشن یا خاموش کنید.

بیشتر افراد وقتی میخواهند به یک چیز خاص فکر کنند، حتی بعد از رسیدن به یک نتیجه یا پیدا کردن راهحل هم نمیتوانند آن فکر را متوقف کنند. ذهنشان به فکر کردن درمورد آن موضوع خاص همچنان ادامه میدهد. مثل یک نوار خراب میماند که یک آهنگ را مدام تکرار میکند. به همین دلیل خیلی مهم است که یاد بگیرید چطور فکرتان را متوقف کنید.

خاموش کردن صدای ذهن به معنی آرامش درونی است. این باعث میشود انرژی ذهنی زیادی را ذخیره کنید و دیگر زمانتان را برای فکر کردن به مسائل جزئي و پیشپاافتاده تلف نکنید.

منبع مقاله : successconsciousness.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 ساعت: 21:24

شوره سر و خارش پوست سر : علل و درمان

شوره اصطلاحی است که برای توصیف پوستهپوسته شدن پوست سر استفاده میشود. حدود ۵۰ درصد از مردم در دورهای از زندگی خود دچار شوره سر میشوند. شستشوی منظم با شامپوهای ضد شوره برای درمان شوره موثر است.

چرا شوره ایجاد میشود؟

لایه رویی پوست به طور مداوم میریزد و تازه میشود. وقتی سلولها یکییکی میریزند، کسی متوجه آن نمیشود. التهاب پوسته سر باعث میشود سلولها به هم بچسبند. وقتی تودههای بزرگی از سلولها یکدفعه با هم میریزند، پوستههای مشخصی روی شانهها بخصوص وقتی لباس تیره میپوشید، دیده میشود.

خارش پوست سر

خارش پوست سر، با یا بدون پوستهپوسته شدن، مسئلهای بسیار متداول است. ممکن است بدون هیچ دلیل مشخصی در افراد میانسال اتفاق بیفتد. واکنش معمول به آن خاراندن است و این معمولاً باعث ایجاد خراشهایی روی پوسته سر میشود. شوره هم ممکن است موجب خاراندن پوست سر شود. مشکلات پوستی دیگری هم ممکن است در کنار این ایجاد شود.

درماتیت سبورهای

درماتیت سبورهای نامی است که به واکنشی که باعث قرمز شدن، خارش و فلسدار شدن پوست سر میشود، اطلاق میشود. این نوع جدیتری از شوره سر است، به استثنای اینکه پوستهها مشخصتر و پوست سر ملتهب است. همچنین خارش زیادی ایجاد کرده و ممکن است بر روی قسمتهای دیگر بدن مثل صورت، ابروها، ریش و وسط سینه هم اثر بگذارد.

علائم درماتیت سبورهای

علائم و نشانههای درماتیت سبورهای به تدریج ایجاد میشود و شامل موارد زیر است:

پوستهپوسته شدن خشک یا چرب پوست سر که معمولترین نشانه آن است.

پوستههای زرد-قرمز رنگ روی قسمتهایی از بدن که معمولاً دچار این مشکل میشود: در امتداد خط رویش مو، پشت مو، روی ابروها، روی بینی، در چین بین بینی و لبها، داخل گوشها، بین سینهها، زیربغل و روی کشاله ران.

علل درماتیت سبورهای

درماتیت سبورهای روی نواحی از بدن تاثیر میگذارد که تراکم غدد چربی در آنها بالاتر است. التهاب آن بخاطر واکنش بدن به مخمری که روی پوست سر است یا محصولاتی که چربی تولیدشده وسط غددچربی را میشکنند، ایجاد میشود.

کلاه گهواره

کلاه گهواره نوعی درماتیت سبورهای است که در نوزادان ایجاد میشود. این مشکل شبیه به بیماری که بزرگسالان است نیست و موجب به وجود آمدن ضایعه ضخیم و زردرنگ روی پوست سر میشود.

علائم دیگر آن عبارتند از:

شکاف خوردن پوست و پشت گوشها

جوشهای قرمز پوستی

دانههای پوستی

در بچههای بزرگتر ممکن است پلاکهای ضخیم و سرسختی به اندازه یک تا دو سانتیمتر روی پوست سر ایجاد شود.

عواملی که ممکن است بر درماتیت سبورهای اثر بگذارد:

ایجاد و شدت درماتیت سبورهای تحت تاثیر عوامل زیر است:

سایر بیماریها – بعنوان مثال، افراد مبتلا به بیماری عصبی (به ویژه بیماری پارکینسون، سکته یا فلج) یا HIV دچار درماتیت دورهای حاد میشوند.

استرس جسمی یا احساسی

عوامل ژنتیکی

درماتیت سبورهای فصلی معمولاً زمستانها شدت بیشتری میگیرد.

پسوریازیس ممکن سات باعث خارش پوست سر شود

پسوریازیس یک بیماری پوستی شایع است که سه درصد از افراد را درگیر میکند. این بیماری معمولاً محدود به پوست سر، آرنج و زانوهاست. پسوریازیس برخلاف درماتیت سبورهای که تقریباً همه پوست سر را درگیر میکند، به شکل وصلههای قرمز کوچک در نقاط خاص دیده میشود.

ازآنجا که پسوریازیس ممکن است فقط پوست سر را درگیر کند، ممکن است با یک نوع حاد شوره سر یا درماتیت دورهای اشتباه گرفته شود. پسوریازیس ریشه ژنتیکی دارد و معمولاً افراد مبتلا به آن دارای سابقه خانوادگی هستند و با بعضی از انواع استرس تحریک میشود.

درمان شوره و خارش پوست سر

ممکن است فقط به شستشوی منظم پوست سر با صابونهای درمانی نیاز باشد. متداولترین شامپوهای پدشوره حاوی یک یا چند مورد از ترکیبات زیر هستند:

پیریتیون روی یا اومادین روی

سولفید سلنیوم

پیروکتون اولامین – این جدیدترین ترکیب این شامپوهای درمانی است و بعنوان نسل دوم عوامل ضدشوره شناخته شده است. از پیریتیون روی سمیت کمتری داشته و درنتیجه برای مصرف خانواده مناسبتر است.

عوامل ضدقارچ

قیر – سالها شامپوهایی که حاوی قیر هستند مورداستفاده قرار میگرفتند، بخصوص برای انواع حادتر این مشکل. در گذشته بوی شامپوهای حاوی قیر باعث میشد محبوبیت چندانی نداشته باشند ولی انواع جدیدتر آنها قابلتحملتر بوده و استفاده آنها راحت است.

چندوقت یکبار باید از شامپوهای درمانی استفاده کرد؟

اینکه چند وقت یکبار باید از شامپوهای درمانی استفاده کنید به میزان شدت شوره و نوع درمانی که استفاده میکنید بستگی دارد. همیشه دستورالعمل مصرف روی برچسب محصول را قبل از مصرف مطالعه کنید. بعضی محصولات به اندازه کافی ملایم هستند که هر روز مورداستفاده قرار گیرد ولی بعضی دیگر را فقط باید هفتهای یکبار استفاده کرد. به مرور زمان، خودتان میفهمید که چند وقت یکبار استفاده کنید برایتان مناسب است.

معمولاً آنهایی که پوست سرشان فلسدار شده است، باید هر روز از این شامپوها استفاده کنند. مصرف نامنظم این شامپوها باعث ایجاد پوسته و فلس روی پوست سر و وخیمتر شدن علائم میشود.

برای جلوگیری از خشک شدن بیش از اندازه بخاطر شستشوی زیاد بهتر است از نرمکننده استفاده کنند. استفاده از نرمکننده درست تاثیر شامپو را ۵ تا ۱۰ درصد افزایش داده ولی اگر نرمکننده با شامپو همخوانی نداشته باشد، اثر شامپو نیز از بین خواهد رفت. به طور کلی، ۵ تا ۱۰ شستشو طول میکشد تا شورهها از بین بروند.

از کجا میتوانید کمک بگیرید:

پزشک عمومی

دکتر داروشناس

متخصص پوست

چیزهایی که باید به خاطر داشته باشید:

شوره سر ۵۰ درصد افراد را درگیر میکند.

خارش پوست سر بخاطر مشکلات مختلفی ازجمله شوره، درماتیت سبورهای و پسوریازیس ایجاد میشود.

برای درمان شوره و از بین بردن خارش سر شامپوهای درمانی تجویز میشوند.

منبع مقاله : betterhealth

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 20 ارديبهشت 1395 ساعت: 21:10

بوی بد دهان در صبح : علل و روش های درمان

بوی بد دهان در صبح وقتی از خواب بیدار میشوید، باعث میشود وقتی از کنار عزیزانتان رد میشوید، سریع جلو دهانتان را بگیرید. مسواکزدن، استفاده از نخ دندان یا شویندههای دهان در شب قبل به نظر هیچ تاثیری روی بوی دهانتان وقتی صبح از خواب بیدار میشوید ندارد. البته این مسئلهای متداول است زیرا دهان در زمان خواب به حالت هضم و استراحت میرود.

بوی بد دهان در صبح و بزاق

طبق آمار آکادمی دندانپزشکی عمومی امریکا، ۸۰ میلیون نفر از بوی بد دهان بعد از بیدار شدن از خواب رنج میبرند. افرادیکه بخاطر مصرف دارو دچار خشکی دهان میشوند بیشتر در معرض این مشکل قرار دارند. البته آنهایی که بهداشت دهان و دندان ضعیفی دارند هم بیشتر از کسانیکه بهداشت دهان و دندان خوبی دارند دچار این مشکل میشوند.

دلیل عمده این مشکل کمبود بزاق دهان است. دهان در طول روز مقدار قابلتوجهی بزاق تولید میکند ولی وقتی خواب هستید، تولید بزاق در دهان کاهش مییابد.

بزاق برای بیرون کردن ذراتی که باقی ماندن آنها باعث جمع شدن باکتری در دهان میشود، بسیار مهم و ضروری است. کاهش تولید بزاق احتمال خشک شدن دهان را افزایش میدهد. این باعث میشود باکتریها رشد کرده و ترکیبات سولفور تولید کنند که بوی بد دارند. باکتریها از ترکیبات، پروتئینها، اسیدهای آمینه و غذاهایی که در دهان و دندانها باقی میمانند، تغذیه میکنند.

بوی بد دهان در صبح و نحوه خوابیدن

نحوه خوابیدن شما بر شدت و تکرار بوی بد دهان در صبح تاثیر میگذارد. خروپف کردن یا تنفس از دهان در طول شب احتمال بدبو شدن دهان را بالا میبرد. بیشتر کسانی که از دهان تنفس میکنند، دهانشان را شبها باز میگذارند و این باعث خشک شدن بیشتر دهان شده و باکتریهای بیشتری هم رشد خواهند کرد. واقعیت این است که هر زمان بزاق داخل دهان کم شود، توانایی دهان برای مبارزه با باکتریهایی که موجب بوی بد میشوند هم کاهش پیدا میکند.

بوی بد دهان در صبح و سلامت شما

بااینکه بوی بد دهان هیچ ارتباطی با سن و سال ندارد، ولی باکتریهایی که موجب بدبو شدن تنفس میشوند مشکلات مختلفی برای سلامتی ایجاد میکنند. این مشکلات در کنار مشکلات مربوط به سلامت دندانها هستند. اولین علت بوی بد دهان مسائل دورهای مثل تورم لثه و پریودنتیت است که با بیماریهای قلبی و سکته نیز در ارتباط است.

این نشان میدهد که سلامت دهان با سایر مشکلات سلامتی ارتباطی قوی دارد. سموم باکتریهای دهان وارد جریان خون شده و میتواند در سایر قسمتهای بدن ایجاد اختلال کند. ازجمله مهمترین این اختلالات، بیماریهای قلبی-عروقی، سرطان دهان و آلزایمر میباشد.

پیشگیری از تنفس بدبوی صبحگاهی

بااینکه هیچ راهکار تضمینشدهای برای این مشکل وجود ندارد، کارهایی هست که برای کمتر کردن تاثیر آن میتوانید انجام دهید. مسواک زدن، استفاده از نخ دندان و دهانشو و تمیز کردن زبان قبل از خواب به تمیز نگه داشتن دهان و خلاص شدن از ذرات غذایی که باکتریها از آن تغذیه میکنند، کمک میکند.

آزمایش زبان

اولین قدم برای ارزیابی بد بو شدن دهانتان این است که بفهمید این مشکل را دارید یا نه. متخصصین توصیه میکنند که جلو آینه ایستاده و زبانتان را نگاه کنید. یک زبان صورتی و براق یعنی تنفستان تازه و خنک است ولی اگر یک لایه سفید رنگ روی زبانتان بسته شده باشد، احتمال این وجود دارد که تنفستان بدبو شده باشد.

یک روش دیگر این است که مچ دستتان را لیس بزنید. بگذارید برای چنر لحظه خشک شد و بعد آن را بو کنید. اگر بویی احساس کردید، نشانه این است که تنفستان بد بو شده است.

یک روش بسیار متداول استفاده از یک مسواک نرم، تمیزکننده زبان یا لبه قاشق برای تمیز کردن زبان است. با این کار باکتری روی زبان جمع نخواهد شد.

روشهای بالا به هیچ عنوان جایگزینی برای رفتن نزد دندانپزشک نخواهد بود. میتوانید از دندانپزشکتان بخواهید یک آزمایش ساده و سریع روی باکتریهای دهانتان انجام دهد تا بفهمد دهانتان بدبو میشود یا خیر.

منبع مقاله : medicaldaily.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 18 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:25

حل تعارضات و ناسازگاری ها در روابط سالم و ناسالم

حل ناسازگاری ها در روابط سالم

در همه روابط ناسازگاری و مشکل پیش میآید. منظور از این مشکلات، تضادها و کشمکشهای کلامی است. آدمها گاهی با هم مخالفت میکنند و این لزوماً چیز بدی نیست. درواقع، شما حق دارید نظر متفاوتی نسبت به طرفتان داشته باشید.

در یک رابطه سالم، حرف زدن رمز کار است. وقتی بتوانید به طور موثری با هم صحبت کنید، طرفتان را بهتر درک خواهید کرد و رابطهتان قویتر خواهد شد. وقتی بتوانید این تضادهای بین خودتان را به طور خوبی برطرف کنید، یک رابطه سالم و کامل ساختهاید.

بااینکه تعارض و تضاد کاملاً طبیعی است ولی میتواند نشانه قسمتی از رابطهتان باشد که مشکل دارد. اگر تضادهایتان سر این است که چه فیلمی تماشا کنید، با کدام دوستتان بیرون بروید یا چه کسی باید ظرفها را بشوید، میتوانید از این نکات برای حل این کشمکشها به طریقی سالم استفاده کنید:

مرز تعیین کنید. هرکسی شایسته این است که با احترام با او برخورد شود – حتی در طول جدالها و کشمکشها. اگر طرفتان بدزبانی میکند یا مسخرهتان میکند یا فحش میدهد، از او بخواهید که بس کند. اگر بس نکرد، از او دور شوید و بگویید نمیخواهید در آن زمان با او بحث کنید.

مشکل اصلی را پیدا کنید. معمولاً تعارض و کشمکش زمانی اتفاق میافتد که نیازهای یکی از طرفین برآورده نمیشود. سعی کنید ببینید مشکل واقعاً کجاست. اگر طرفتان به نظر مستاصل میاید، شاید فقط نسبت به رابطه احساس امنیت نمیکند و نیاز به تشویق شما دارد. اگر عصبانی میشوید که چرا همسرتان آشغالها را بیرون نگذاشته است، ممکن است واقعاً ناراحت باشید چون فکر میکنید همه کارهای خانه به گردن شما افتاده است. یاد بگیرید درمورد مشکل اصلی حرف بزنید تا بتوانید جلو بحث کردنها و دعوا کردنهای مداوم را بگیرید.

توافق کنید که توافق نکنید. اگر شما و طرفتان نتوانستید مشکل را حل کنید، گاهیاوقات بهتر است آن را بیخیال شوید. نمیتوانید درمورد همه چیز با هم همعقیده باشید. روی چیزهایی که بیشتری اهمیت را دارند تمرکز کنید. اگر این مسئله خیلی مهم است و نمیتوانید آن را فراموش کنید، شاید شما دو نفر واقعاً به درد همدیگر نمیخورید.

در صورت امکان مصالحه کنید. گفتنش راحت است ولی عمل کردن به آن نه. کوتاه آمدن و مصالحه کردن بخش مهمی از حل مشکل و تعارضات در روابط سالم و موفق است. طرفتان میخواهید غذای چینی بخورد و شما غذای هندی دوست دارید؟ مصالحه کنید، امشب غذای چینی بگیرید و دفعه بعدی که برای غذا خوردن بیرون رفتید به رستوران هندی بروید. باید بتوانید حد وسط را پیدا کنید تا هر دو شما از نتیجه کار راضی بمانید.

همه چیز را در نظر بگیرید. آیا این مسئله واقعاً مهم است؟ آیا روی احساس شما نسبت به همدیگر تاثیر میگذارد؟ آیا بخاطر آن مجبورید عقاید و اخلاقیاتتان را کنار بگذارید؟ اگر اینطور است، خیلی مهم است که سر حرفتان بایستید. اگر اینطور نیست، شاید بد نباشد که با او مصالحه کنید. همچنین، حرفها و نظرات طرفتان را در نظر بگیرید. چرا به نظرتان نظر او نادرست است؟ شما چطور به آن موضوع نگاه میکنید؟ آیا غیرطبیعی است که طرفتان بخاطر چنین مسئلهای ناراحت شده باشد؟ آیا طرفتان اهل مصالحه کردن و کوتاه آمدن است؟

با رعایت این نکات باز هم دعوا میکنید؟ شاید وقت آن رسیده که ببینید اصلاً این رابطه به دردتان میخورد یا نه. هر دو شما شایسته یک رابطه سالم بدون جر و بحثهای مداوم هستید.

حل ناسازگاری ها در روابط ناسالم

بااینکه دعوا کردن و تضاد داشتن کاملاً طبیعی است، این دعواها و بحثها نباید به حملههای شخصی کشیده شود و هیچکدام از شما نباید سعی کند اعتمادبهنفس طرف دیگر را پایین بیاورد. اگر نمیتوانید بدون ترس از تلافی کردن طرفمقابل حرفتان را بزنید، احتمالاً مورد آزار در رابطه هستید.

یادتان باشد، یک نشانه روابط آسیبزا این است که طرفتان کنترل شما را به دست گیرد. آیا همسرتان به دلایل زیر ناراحت است؟

میخواهید به جای وقت گذراندن با او برای بازی بسکتبال بروید؟

تلفنتان را چک کردید و پیامها و تماسهایی که از طرف او دریافت کردهاید را دوست نداشتید؟

فقط میخواهید با دوستان وقت بگذرانید ولی او فکر میکند به او خیانت میکنید؟

برای داشتن رابطهجنسی آمادگی ندارید؟

میخواهید درس بخوانید ولی او میخواهد با شما حرف بزند؟

اگر سر این مسائل با هم بحث و دعوا میکنید، بد نیست پیش یک مشاور خانواده بروید تا ببینید با هم سازگاری و تفاهم دارید یا خیر.

منبع مقاله : loveisrespect.org

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 ساعت: 10:20

نحوه برخورد با فحاشی ، انتقادهای بیجا و افراد بی ادب

عصبانی نشوید! چرا باید اجازه دهید یک نفر دیگر احوال شما را تعیین کند؟

وقتی کسی به ما بیادبی میکند، اولین واکنش ما محافظت از خودمان است. ناراحت میشویم و با چیزی مثل این پاسخش را میدهیم: «چطور جرات میکنی با من اینطور حرف بزنی؟» «سر من داد نزن!» با این روش، ما این فرد عصبانی را به مشکل خودمان تبدیل میکنیم.

چرا باید اجازه دهید فرد دیگری مشخص کند چه احساسی داشته باشید؟ عصبانی شدن به آن فرد کمک میکند روی وضعیت احساسی شما کنترل پیدا کند. این قدرت زیادی است که میتوانید به آن فرد بدهید، مخصوصاً به کسی که به شما توهین و بیادبی کرده است.

اگر دربرابر میل اولیهتان برای دفاع از خود مقاومت کنید، از اتفاقی که خواهد افتاد غافلگیر خواهید شد. به جای «چرا با من اینطور رفتار میکنی؟» سعی کنید بگویید، «به نظر میاد روز سختی داشتی.» به جای «من کاری نکردم. با من اینطوری حرف نزن!» بگویید، «به نظر میاد ناراحت شدی.» مشکل او را به مشکل خودتان تبدیل نکنید. مشکل خودش است، نه مشکل شما.

به محض اینکه کلمه «من» را استفاده کنید، دینامیک روانشناختی به طور قابلتوجهی تغییر میکند. آنوقت آن مسئله به چیزی بین شما و او تبدیل میشود. با استفاده از کلمه «تو» یا «شما» توپ را در زمین آن فرد نگه میدارید و مشکل فقط متوجه خود او خواهد بود.

این مسئله ارتباطی با شما پیدا نمیکند البته به شرط اینکه سعی نکنید آن را به خودتان ارتباط دهید.

متوجه خواهید شد که وقتی با حالت دفاعی به او واکنش نمیدهید، دیگر ناراحت نخواهید شد. تا زمانیکه خودتان نخواهید خودتان را وارد آن موضوع کنید، آن موضوع هیچ ربطی به شما نخواهد داشت.

گاهیاوقات انتقاد به شکل توصیههایی با بستهبندی زیبا ارائه میشوند. در چنین مواردی از آن فرد تشکر کرده و بعد تصمیم بگیرید که حرف او اعتباری داشته است یا خیر. گاهیاوقات سخت میتوانید آن پیام را از پیامرسان آن جدا کنید، ولی وقتی این کار را کردید، ممکن است متوجه شوید که توصیه خوبی بوده است.

حتی اگر انتقاد او مسخره یا خودخواهانه هم بود باز از او تشکر کنید. اگر فهمیدید که آن توصیه بیشتر از اینکه سازنده باشد قصد تحقیر شما را داشته است، احتمالاً آن فرد ناراحتی داشته است و برای اینکه خودش احساس بهتری نسبت به خود پیدا کند مجبور شده اینکار را بکند. برای او دلسوزی کنید و حرفش را به خودتان نگیرید. اگر عصبانی یا ناراحت شوید، مثل این است که بخواهید مرد ۹۰ سالهای که قصد دعوا با شما را داشته است، کتک بزنید. اول اینکه هر اتفاقی هم که بیفتد، نمیتوانید برنده شوید. دوم اینکه، چکار دارید میکنید؟ حالت دفاعی به خودتان نگیرید. فقط بگویید، «خیلی ممنون. به حرفت فکر میکنم.»

اگر دوست داشتید، میتوانید بدون داشتن لحن تمسخرآمیز از خودش سوال کنید که چطور توانسته تا این حد موفق و توانمند باشد!

نظر: «میدونی، تو اون جلسه واقعاً از موضوع پرت بودی!»

پاسخ: «جدی؟ باید بعداً یه نگاهی بهش بکنم. چه جالب که تو حواست به من بوده! جلسه برای تو چطور بود؟»

نظر: «میدونی این لباس خیلی بهت نمیاد!»

پاسخ: «مرسی که بهم گفتی. خیلیها همچنین چیزی به آدم نمیگن چون ممکنه ناراحت بشم. تو واقعاً فوقالعادهای! این سلیقه تو مُد و لباس رو از کجا آوردی؟»

نظر: «فکر میکردم میخوای وزنت رو پایین بیاری. فکر میکنی درسته اینو بخوری؟»

پاسخ: «واقعاً مرسی که بهم یادآوری کردی تو رژیمم. ممنون. به نظر میاد خودت اراده خیلی خوبی داری. لطفاً بگو چطوری اینقدر بااراده شدی.»

این فرد به این دلیل به شما بی احترامی میکند که دوست دارد خودش احترام جلب کند. با تشکر از او بخاطر نظری که داده، چیزی که میخواسته را به او میدهید و جنگ را تمام میکنید.

البته، همه انتقادها از آدمهای مشکلدار نیست. و فقط به این دلیل که آن انتقاد با لحن محبتآمیز بیان نشده به این معنی نیست که آن فرد برای شما ارزشی قائل نیست. فقط ممکن است که نتوانسته باشد به طور موثر و بامحبتی انتقادش را به زبان بیاورد.

همیشه باید به خاطر داشته باشیم که تا میتوانیم جلو زبانمان را بگیریم. بنابراین دفعه بعدی که خواست با انتقادش عصبانی و ناراحتتان کند، یادتان باشد اگر به او جواب ندهید هیچ چیز را از دست نمیدهید.

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 13 ارديبهشت 1395 ساعت: 13:15

۵ نکته برای کنار آمدن با چشم چرانی کردن مردان

مردها به بقیه زنها نگاه میکنند و این کاملاً طبیعی است. ولی خیلی از خانمها وقتی میبینند که عشق زندگیشان چشمش را به دختری جوانتر از خودشان که لباسی تنگ تن نموده و کلی آرایش کرده است دوخته، ناراحت و حتی عصبانی میشوند. برای شما پیش آمده است؟ اگر دوست دارید بدانید در چنین موقعیتهایی چطور باید رفتار کنید، این پنج نکته را بخوانید:

۱. آن وضعیت را همانطور که هست ببینید.

یکی از اصلیترین دلایل ناراحتی خانمها وقتی طرفشان چشم چرانی میکند، احساس عدم امنیت است و واقعاً به طور بیهدفی انرژیتان را تلف میکند. مطمئناً زمانهایی بوده که از این کار همسرتان خونتان به جوش آمده ولی واقعیت بیولوژیک این وضعیت میگوید این کار او هیچ معنا و مفهومی ندارد. این فقط یک میل گذرا است که در ذهن مرد اتفاق میافتد و اصلاً به این معنی نیست که او با آن غریبه وارد رابطه نزدیک خواهد شد.

۲. حسادت اصلاً زیبا نیست.

در چشمچرانی کردن بعضی از مردها واردتر از بقیه هستند. ولی در هر حال اکثر آنها این کار را میکنند. مسئله اینجاست که شما باید از درون احساس ارزشمندی کنید و اجازه ندهید غول حسادت از قفس خود آزاد شود. با مقایسه کردن خودتان با زنان دیگر فقط باعث میشوید اعتمادبهنفستان روز به روز کمتر و کمتر شود.

۳. ترستان را به اعتماد تبدیل کنید.

فقط به خاطر داشته باشید که در چنین موقعیتی به هیچ عنوان زمان آن نیست که ذات رابطهتان را زیر سوال ببرید یا درمورد جذابیت خودتان از او سوال کنید. ترس همیشه ترس بیشتری ایجاد میکند و به همین دلیل مطمئن شوید که در مورد این مسائل وقتی در شرایط آرام و به دور از ناراحتی و عصبانیت هستید با طرفتان صحبت کنید. از اینها گذشته، همه چیز به اعتمادبهنفس شما بستگی دارد، اگر از خودتان راضی باشید، نباید نگاه کردن طرفتان به زنهای دیگر باعث ناراحتیتان شود.

۴. از همسرتان بخواهید آن انرژی جنسی را به سمت شما معطوف کند.

ممکن است در مورد این موضوع با همسرتان صحبت کرده باشید و در کمال ناباوری شنیده باشید که بله زنان دیگر هم برای او جذاب هستند! به جای اینکه از او بخواهید تمام جزییات آن را برایتان تعریف کند، به او بگویید که خوشحال هستید در میان تمام این زنها، همه آن انرژی جنسی در حریم خصوصی رابطهتان به شما تعلق دارد.

۵. به خودتان اجازه درخشیدن دهید.

ممکن است تا امروز تصور کرده باشید که فردی بی ارزش هستید و سر مسائل بسیار پیشپا افتاده و بیخود خودتان را ناراحت کنید. ولی از همین امروز انتخاب کنید از زیبایی و جذابیت خودتان لذت ببرید و بدانید که با اعتماد به خودتان میتوانید در هر موقعیتی احساس امنیت کنید. رمز موفقیت این است که خودتان را از ترس ناشی از رقابت کاذب دور کرده و اجازه دهید زیبایی زنانهتان بدرخشد!

منبع مقاله : http://theconversation.tv/

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 9 ارديبهشت 1395 ساعت: 21:07

تمریناتی برای از بین بردن سلولیت های پشت پا و باسن

برای از بین بردن سلولیت ، عضلات پشت پای خود را قوی کنید

براساس موسسه ملی سلامت امریکا، سلولیت به چربیهایی گفته میشود که در تکهتکه درست زیر پوست انباشته میشوند. در این شرایط پوست فرورفتگیهایی پیدا میکند که ممکن است آزارتان دهد. اگر همین الان هم روی پشت رانهایتان سلولیت دارید، خوب است بدانید که ورزشهایی هست که میتوانید برای بهبود ظاهر آن انجام دهید. عضلاتی که باید روی آن کار کنید عضلات پشت ران یا عضلات همسترینگ شما هستند.

تمرینات قلبی-عروقی

تنها راهی که میتوانید واقعاً از شر چربیهای اضافه بدنتان خلاص شوید، تمرینات هوازی یا قلبی-عروقی است. هر نوع تمرین هوازی که شامل انقباض عضلات پشت پا است، مثل پلهنوردی، دوچرخهسواری، دویدن، قایقسواری و شنا انجامد هید. سعی کنید چهار تا پنج جلسه ۴۵ دقیقهای در هفته تمرینات هوازی انجام دهید.

پشت پا با سیمکش

این حرکت بر روی عضلات سرینی و پشت پای شما کار میکند و با دستگاه سیمکش انجام میگیرد. برای انجام این حرکت، یک محافظ قوزک چرمی را از قرقره کابل کوتاه آویزان کنید و رو به دستگاه ایستاده و قوزک پایتان را داخل آن بگذارید. وزنه را تنظیم کرده و چارچوب دستگاه را با دستانتان بگیرید. پا را صاف نگه داشته و به آرامی به سمت عقب ببرید و عضلات پشت پایتان را منقبض کنید. سپس به آرامی پا را به محل اولیه خود برگردانید. این تمرین را برای هر پا ۱۲-۱۰ مرتبه تکرار کنید.

حرکت پشت پا

حرکت پشت پا را میتوانید به دو روش انجام دهید: با دستگاه یا با توپ یوگا. برای انجام تمرین پشت پا با توپ، به پشت روی زمین دراز بکشید. قوزک پایتان را روی یک توپ یوگا قرار داده، در حالیکه بازوها و دستانتان را محکم روی زمین قرار دادهاید، باسنتان را به سمت بالا بکشید. با کنترل کامل، پایتان را به سمت باسنتان عقب و جلو ببرید و در تمام مدت باسنتان را بالا نگه دارید. برای انجام حرکت پشت پا با دستگاه، به شکم روی دستگاه همسترینگ بخوابید. پشت پاها را به پد دستگاه تکیه داده و به سادگی پاها را به سمت عقب خم کنید. آرام و بادقت به حالت اول بازگردید و به همین شکل تمرین را ادامه دهید. هر دو تمرین را ۱۲-۱۰ مرتبه تکرار کنید.

لانژ

حرکت لانژ روی عضلات پشت پا و جلو پا کار میکند. برای انجام این تمرین یا یک هالتر را روش پشت شانهها قرار داده و یا دو دمبل در هر دست گرفته و کنار بدن قرار دهید. سپس صاف ایستاده، یک پایتان را جلو ببرید و هر دو زانویتان را طوری خم کنید که زانوی عقبی زمین را لمس کند و ساق پای جلویی کاملا عمود با زمین باشد. زانوی جلوییتان باید مستقیما روی مچ پایتان باشد. میتوانید این حرکت را یکی در میان انجام دهید. این تمرین را ۱۲-۱۰ مرتبه تکرار کنید.

لیفت

لیفتها حرکاتی هستند که به طور همزمان روی عضله پشت پا، باسن و کمر کار میکنند. برای این حرکت هالتری روی شانهها قرار داده، بایستید طوریکه پاها به انداره عرض شانه از هم باز باشند. پشتتان را صاف نگه داشته و زانوها را کمی خم کنید. به آرام به سمت جلو خم شوید و باسنتان را عقب ببرید. تا جایی پایین روید که فشار و انقباض را روی عضلات پشت پا احساس کنید، سپس به عقب برگشته و حرکت را تکرار کنید. برای انجام این حرکت نیازی به استفاده از وزنه خیلی سنگین نیست. این تمرین را ۱۲-۱۰ مرتبه تکرار کنید.

منبع مقاله : livestrong.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 9 ارديبهشت 1395 ساعت: 21:07

چطور به فرزندتان کمک کنید تنها بخوابد

بسیاری از بچهها و نوجوانهای مضطرب با نزدیک خوابیدن به والدینشان احساس امنیت بیشتری میکنند. بخصوص بچههایی که دچار اضطراب جدایی هستند ممکن است حتی گریه و خواهش کنند که در تختخواب شما بخوابند. این میتواند مشکلساز شود، نه فقط برای فرزندتان بلکه برای خودتان. وقتی بچههای مضطرب در تختخواب والدینشان میخوابند، با ترسهایشان روبهرو نخواهند شد و به ترسیدن از تنها خوابیدن ادامه خواهند داد. دیگر یاد نخواهند گرفت که چطور خودشان را آرام کنند و نخواهند دید که همه چیز درست خواهد شد. خوابیدن پیش والدین باعث میشود والدین هم نتوانند خواب خوبی داشته باشند یا بتوانند زمانی را تنها کنار همسرشان باشند. بااینکه بیشتری والدین میدانند که درست نیست که فرزندشان از تنها خوابیدن بترسد، ولی نمیدانند چطور باید این رفتار آنها را اصلاح کنند.

قدم اول: فرزندتان را آماده کنید

قبل از شروع هر برنامه جدید در خانه، خیلی مهم است که فرزندتان درک کند چه اتفاقی قرار است بیفتد و چرا. برای بچههای کوچکتر ممکن است بخواهید کتاب خواندن درمورد با هم خوابیدن را امتحان کنید و برایشان توضیح دهید اینکه بخواهند در تختخواب پدر و مادرشان بخوابند باعث میشود اجازه دهند ترس آنها را اسیر خودش کند.

برای نوجوانها توضیح دهید که تنها خوابیدن بخش عادی و طبیعی از بزرگ شدن است و بااینکه ترسناک به نظر میرسد ولی خیلی مهم است به تدریج با این ترس روبهرو شوید.

قدم دوم: اتاقخواب او را به محیطی سرگرمکننده تبدیل کنید

خیلی مهم است که این تغییر جدید را تا حد ممکن برای فرزندتان ساده کنید. با کمک او اتاقخوایش را تا میتوانید جذاب و سرگرمکننده کنید. خلاق باشید و فرزندتان را تشویق کنید تا اتاقش را با چیزهای جالب و مثل عکس، پوستر، نقاشی، چراغخواب، یا روتختی با رنگ دلخواهش تزیین کند. متمرکز کردن توجه او بر نقاط مثبت اضطراب او را برای تنها خوابیدن کمتر خواهید کرد.

همچنین باید تلاش کنید توجه فرزندتان را به فواید خوابیدن در اتاقخواب خودش جلب کنید:

برای بچههای کوچکتر، اینکه با تنها خوابیدن به «پسر یا دختری بزرگتر» تبدیل میشوند جذاب خواهد بود.

اینکه بخواهد در اتاقی بخوابد که متعلق به خودش است. اگر فرزندتان در آن اتاق با خواهر یا برادرش سهیم است، میتوانید برای هرکدان فضایی شخصی در آن اتاق طراحی کنید که با سلیقه خودش آن را دکور کند.

بچههای بزرگتر و نوجوانها به اینکه روزی بتوانند در خانه دوستانشان بمانند یا با دوستانشان به سفر یا اردو بروند فکر میکنند.

قدم سوم: یک برنامه خواب تعیین کنید

شماب عنوان والدین احتمالاً برنامهای برای خواب فرزندتان دارید که ممکن است خواندن کتاب یا بوس شببخیر جزیی از آن باشد. این برنامه باید در اتاقخواب فرزندتان انجام شود. حتی اگر فرزندتان برای تنها خوابیدن آماده نیست، اگر آماده شدن برای خواب در اتاق خودش صورت بگیرد، تنها خوابیدن در آینده برایش راحتتر خواهد شد.

قدم چهارم: به تدریج با ترسها مواجه شوید

ممکن است غیرواقعی باشد که انتظار داشته باشید فرزندتان بتواند بلافاصله تنها در اتاق خودش بخوابد. درعوض، میتوانید با هم یک نردبان ترس با هدف «یک شب را کامل در اتاق خودم بخوابم» طراحی کنید.

وقی میخواهید از فرزندتان بخواهید به تدریج با ترسهایش روبهرو شود، خیلی مهم است که با سرعت پیشرفت فرزندتان پیش روید. هر کودک یا نوجوان متفاوت است و ممکن است سرعت پیشرفت متفاوتی داشته باشد. در زیر چند توصیه برای قدم اول داریم:

از فرزندتان بخواهید در یک تختسفری جداگانه در اتاق شما بخوابد.

از فرزندتان بخواهید در یک تختسفری نزدیک به در اتاق شما بخوابد.

از فرزندتان بخواهید در یک تختسفری بیرون از اتاق شما (در اتاق شما باز باشد) بخوابد.

از فرزندتان بخواهید در اتاقخواب خودش بخوابد و شما تا زمانی که خوابش ببرد روی صندلی کنار تختش بنشینید ( شما در تختش کنارش نخوابید).

از فرزندتان بخواهید با چراغخواب روشن در اتاقخواب خود بخوابد و شما ۱۰ دقیقه در اتاقش بمانید.

نکته: برای بعضی بچهها و نوجوانها اینکه به تدریج عادت کنند که تنها بخوابند میتواند خیلی ترسناک باشد به همین دلیل باید چند قدم اضافه در نردبان ترس فرزندتان بگنجانید:

اینکه توافق کنید یک یا دو بار در طول شب به او سر بزنید.

به او یک واکی-تاکی بدهید تا وقتی میخواهد تنها بخوابد کنار خود داشته باشد تا وقتی لازم شد به شما پیغام بدهد.

هر چیزی که فرزندتان حس کند یا بتواند برای اینکه بتواند به تدریج تنها در اتاق خودش بخوابد انجام دهد، قدمی در جهت درست است!

قدم پنجم: تحسینش کنید!

ترسی که فرزندتان با آن روبهرو است هر چه که باشد، وضعیت سختی است. به همین دلیل خیلی مهم است که تا میتوانید تحسینش کنید و برایش جایزه بگیرید! هربار که فرزندتان توانست از یک پله از نردبان ترسش بالاتر رود، حتماً بخاطر این موفقیت تحسین و تشویقش کنید.

نکته:

– یک کاغذدیواری با روزهای هفته درست کنید و یک ستاره طلایی برای هر شبی که فرزندتان توانست به هدفش روی نردبان ترس برسد، روی آن بزنید. این کاغذدیواری را جایی از خانه به دیوار بزنید که همه بتوانند ببینند که فرزندتان چطور پیشرفت میکند. دقت کنید که هیچوقت بخاطر یک رفتار بد هیچ ستارهای را نباید از روی آن کاغذدیواری بردارید. هدف شما این است که این ستارهها مشوق فرزندتان باشد نه وسیلهای برای تنبیه او.

– بعضی از بچهها از کابوس دیدن شکایت میکنند. ممکن است نصفه شب که از کابوسی بیدار میشود به آرامشی که شما میتوانید برایش فراهم کنید نیاز داشته باشد.

چطور به فرزندتان کمک کنید شب بیرون از خانه بماند

بچهها و نوجوانهای زیادی که مشکل اختلال جدایی دارند از اینکه بیرون از خانه بخوابند میترسند. آنها ممکن است بترسند به اردو بروند، یک شب خانه یکی از دوستان یا حتی پدر و مادربزرگشان بخوابند. خوشبختانه میتوانید به فرزندتان کمک کنید این ترس را هم مثل ترس خوابیدن در یک اتاق مجزا در خانه خودتان کنترل کند: با به تدریج مواجه شدن با ترسها.

قدم اول: برنامه را توضیح دهید

بعضی بچهها و نوجوانها ممکن است بخواهند شبی را بیرون از خانه بگذرانند ولی برای آن نگرانند و اضطراب دارند. اگر این مشکل فرزند شما هم هست، برایش توضیح دهید که بهترین راه برای کنار آمدن با این ترس این است که با قدمهای کوچک جلو بروند. برای بچههایی که نمیحواهند شب را بیرون از خانه بگذرانند، باید توضیح دهید که اضطراب او را اسیر خودش کرده است و باید بتواند با آن بجنگد.

نکته: به فرزندتان بگویید که اضطراب داشتن برای خوابیدن در خانه آشنایان کاملاً طبیعی است. همه دفعه اول کمی میترسند ولی این به آن معنا نیست که اتفاق بدی قرار است بیفتد. از فرزندتان بپرسید دفعه اولی که یک فعالیت جدید دیگر مثل دوچرخهسواری یا شنا کردن را امتحان کرد چه حسی داشته است. دفعه اول این کارها هم احتمالاً ترسناک بوده است ولی بعد از مدتی سادهتر شده است. ماندن در خانه یک نفر دیگر هم میتواند سرگرمکننده باشد. درمورد فعالیتها یا بازیهای مفرح که میتواند آنجا انجام دهد برایش حرف بزنید.

قدم دوم: یک نردبان ترس درست کنید

وقتی میخواهید برای بیرون از خانه ماندن برنامهریزی کنید، خیلی مهم است که هدفی برای فرزندتان داشته باشید مثل ماندن در خانه مادربزرگ، خوابیدن در خانه یکی از دوستان یا دعوت یکی از دوستان برای شب. هدف هرچه که باشد، میتوانید با فرزندتان همکاری کرده و یک نردبان ترس درست کنید، با پلههایی که به سمت رسیدن به هدف میرود.

بعنوان مثال، اگر هدف فرزندتان این است که شب در خانه دوستی بماند، چند مورد از پلههای این نردبان ترس میتواند این باشد:

از دوستی بخواهید به خانهتان بیاید و روزی را در خانهتان بگذراند.

از دوستی بخواهید شبی را در خانهتان بگذراند.

از دو دوست بخواهید شب در خانهتان بماند.

به خانه یک دوست بروید تا با مامان در اتاقی دیگر بازی کنید.

به خانه یک دوست بروید تا یک ساعت بدون مامان آنجا بازی کنید.

به خانه یک دوست بروید تا بدون مامان آنجا بازی کنید (مامان فقط میتواند زنگ بزند).

شب را در خانه یک دوست بمانید، اگر اضطراب داشتید مادر یکبار زنگ بزند.

شب را در خانه یک دوست بمانید بدون اینکه مادر زنگ بزند.

حتماً همزمان با سرعت پیشرفت فرزندتان پیش روید و هربار برای هر تلاشش در جهت نردبان ترس به او جایزه بدهید و تحسینش کنید.

نکته: گوش کنید و مشکل را حل کنید

فرزند شما ممکن است نگرانیهای زیادی داشته باشید، مثل «اگه وقتی خونه نیستم اتفاقی بیفته چی؟» یا «اگه حمله وحشت بهم دست بده چی؟» اول، بدون قضاوت کردن یا گفتن درست یا غلط بودن آن، به نگرانیهای فرزندتان گوش کنید. یادتان باشد، این ترسها برای فرزند شما بسیار واقعی هستند. بعد به او کمک کنید مشکل را حل کند و برنامهریزی کند. مثلاً اگر فرزندتان نگران است دچار حمله وحشت شود، بپرسید، «خوب، اگه همچین اتفاقی بیفته چکار میکنی؟ میتونی به دستشویی بری و روی تنفست تمرین کنی و آرومش کنی؟ میتونی به من زنگ بزنی؟ میتونی به دوست مامانت بگی و یکم با اون حرف بزنی؟ بیا با هم برنامه بریزیم.» از فرزندتان بخواهید برنامه را بنویسد و آن را در پاکتی بگذارد و به جایی که میخواهد برود ببرد. این به او اطمینان بیشتری میدهد و بیرون از خانه خوابیدن را برایش آسانتر میکند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 6 ارديبهشت 1395 ساعت: 19:10

همسرم بهداشت خود را رعایت نمیکند، چه باید بکنم؟

رعایت بهداشت نه تنها برای سلامت خودتان مهم است بلکه اگر بخواهید در یک رابطه رضایتبخش بمانید هم اهمیت زیادی پیدا میکند. نه تنها بهداشت شخصی ضعیف مثل بد بو بودن دهان و بدن میتواند عشق و علاقه همسرتان را نسبت به شما کم کند، بلکه رعایت نکردن بهداشت در خانه هم میتواند برای روابط زناشویی بسیار خطرساز باشد. اما خوشبحتانه چنین وضعیتهایی قابل اصلاح هستند. اینها کارهایی هستند که اگر همسرتان بهداشت ضعیفی داشت میتوانید انجام دهید:

غیرمستقیم اشاره کنید

اینکه با همسری که بهداشت شخصی خود را رعایت نمی کند چه میتوانید بکنید به عمق و مدت رابطه شما بستگی دارد. اگر به تازگی با او اشنا شدهاید یا ازدواج کردهاید، بهتر است به صورت غیرمستقیم او را متوجه این موضوع کنید زیرا دو طرف بسیار نسبت به هم حساستر هستند و ممکن است به دل بگیرند. تصور کنید که چیزی که در وحله اول شما را جدب همسرتان کرده است، ظاهر جداب و خوشتیپ او یا مهارت فوقالعاده او در برقراری ارتباط بوده باشد، ولی وقتی به او نزدیکتر شدید، متوجه شدید که باید بیشتر روی بهداشت شخصی خود کار کنند. به جای اینکه این رابطه نوپا را به راحتی کنار بگذارید، به آن فرد یک شانس بدهید شاید بتوانید مشکل را از پیش رویتان بردارید. بنابراین بااینکه این موضوعی بسیار حساس است، ولی هرچه مهارت و سیاست در چنته دارید را به کار بگیرید تا بتوانید به صورت غیرمستقیم مشکل را به او بفهمانید.

میتوانید صحبت را با گفتن این مسئله که چقدر دوست دارید با آدمهایی که تمیز و مرتب هستند رابطه داشته باشید. برای هدیه میتوانید به او یک عطر خوب بدهید. به او بگویید که وقت زیادی را برای انتخاب بوی این عطر صرف کردهاید و از او خواهش کنید هر زمان با شماست از آن بزند. این روشی بسیار رمانتیک برای بالا بردن بهداشت شخصی اوست.

اگر بوی بد دهانش موجب آزار شماست، از کلک آدامس استفاده کنید. وقتی پیشش هستید به او ادامس تعارف کنید یا درمورد اینکه چقدر بد است بعضی بهداشت دهان و دندانشان را رعایت نمیکنند حرف بزنید. چنین اشارههای مشخصی برای اینکه باعث شود توجه بیشتری به بهداشت شخصی خود داشته باشد کافی خواهد بود.

اگر بهداشت عمومی او ضعیف است، میتوانید کمی بیشتر هزینه کرده و یک سبد هدیه برایش بگیرید و چندین مورد از لوازم بهداشتی خوشبو مثل خمیردندان، مسواک، عطر، اسپری، شامپوی بدن، شامپوی سر و ادمس در آن بگذارید. بهترین قسمت این رویکرد غیرمستقیم این است که به هیچ عنوان کاری نمیکنید که به او بر بخورد و ناراحت شود.

با رویکردی مستقیمتر به او تذکر دهید

متاسفانه رویکرد غیرمستقیم همیشه روش موثری نیست. اگر همسرتان از جمله کسانی است که اشارههای غیرمستقیم را متوجه نمیشود، زمانش رسیده است که رویکردی مستقیمتری را امتحان کنید. مثلاً تصور کنید که هر دو شما در یک مرکز خرید هستید، جلو یک فروشگاه محصولات بهداشتی بایستید و با همسرتان درمورد این حرف بزنید که بوی بد دهان یا بدن تا چه اندازه میتواند روابط عاشقانه را نابود کند. حتی میتوانید اینکار را حین تماشای تلویزیون زمانیکه یک تبلیغ تلویزیونی مرتبط نشان داده میشود، انجام دهید. درمورد عوامل مختلف ایجادکننده این مشکل و راهکارهایی برای برطرف کردن آن صحبت کنید.

بهداشت خانگی ضعیف

بهداشت ضعیف در رابطه معمولاً مربوط به مسائل جسمی تلقی میشود ولی اگر با هم زندگی میکنید و یکی از شما از لحاظ بهداشت و نظافت خانه هم ضعیف باشد، به همان اندازه میتواند آزاردهنده باشد. ضعیف بودن بهداشت خانگی شامل تمیز نکردن توالت، بیرون نریختن زبالهها، نشستن لباسها یا مرتب نکردن تختخواب و امثال آن میشود.

درموردش حرف بزنید

حرف زدن درمورد مشکل بهداشت ضعیف اگر مدت بیشتری باشد که با همسرتان باشید، راحتتر خواهد بود. اگر این مشکل مشکلی متداول باشد یا قبلاً سعی کردهاید این مسئله را با اشاره غیرمستقیم به او بفهمانید ولی موفق نشدهاید، زمان و مکانی مناسب را انتخاب کنید که بتوانید در کمال آرامش با هم حرف بزنید. درمورد چیزی که لحظات عاشقانهتان را خراب میکند با صداقت حرف بزنید و به او بگویید که بوی بد دهان یا بدن چقدر میتواند در محیط کاری هم به او آسیب برساند. همچنین برایش توضیح دهید که رعایت نکردن بهداشت در خانه چطور میتواند موجب انتقال عفونت و بیماری شود. ولی برای رساندن پیامتان باید با درایت رفتار کنید. مثلاً میتونید از او بخواهید که قبل از خوابیدن با شما دوش بگیرد یا دندانهایش را مسواک بزند یا پسماندههای غذا را در سطح زباله بریزد. و وقتی اینکار را انجام داد، یادتان نرود که خوشحالیتان را به او نشان دهید. اینکار نه تنها کمک میکند همسرتان متوجه شود دلیل ناراحتیتان چه بوده است، بلکه تشویقش میکند بیشتر به بهداشت شخصی و خانگیاش توجه کند.

نشانه مشکل جدیتری است

اما اگر متوجه شوید که بهداشت ضعیف همسرتان یک مشکل مزمن است، شاید وقتش باشد که از یک متخصص کمک بگیرید. بااینکه ممکن است بخاطر مصرف موادغذایی که بوی تند و قوی دارند یا بهداشت ضعیف دهان و دندان، برای کوتاهمدت دهان بوی بد بگیرد ولی اگر این مشکل برای طولانیمدت ادامه پیدا کند و با مصرف قرصهای نعنایی و دهانشوی هم مشکل برطرف نشود، میتواند نشانهای از یک مشکل دندان یا عادتهای زندگی مثل سیگار کشیدن باشد. همچنین، بوی بد بدن به ویژه در ناحیه تناسلی میتواند نشانه عفونت باشد و اگر با علائم دیگری مثل زخم یا ترشح همراه باشد، میتواند نشانه یک بیماری مقاربتی باشد. البته این به آن معنا نیست که باید افراطی عمل کنید و همسرتان را به نزدیکترین بیمارستان برسانید ولی اگر این مشکل مزمن باشد، نیاز به توجه جدی دارد و میتواند سلامت عمومی همسرتان را به خطر بیندازد.

تصمیم بگیرید که چی به نفعتان است

اما اگر همسرتان همه دغدغهها و نگرانیهای شما را نادیده گرفت و عادتهایی را که حتی برای سلامت خودش هم خطرناک است را ادامه داد، نیاز به کمک گرفتن دارید. باید فکر کنید که آیا این فرد واقعاً همان کسی است که دوست دارید با او باشید، مخصوصاً اگر این بهداشت ضعیف همراه با سایر عادات خطرناک و زیانآور مثل مصرف افراطی مشروبات الکلی، استفاده از موادمخدر، پرخوری، افسردگی و اینها همراه است. از طرف دیگر، اگر به او متعهد هستید، برای سلامت خودتان و همسرتان باید از یک متخصص کمک بگیرید.

کنار آمدن با کسی که بهداشت را رعایت نمیکند کار سادهای نیست. از یک طرف صمیمی شدن به چنین فردی غیرممکن است و از طرف دیگر بخاطر ترس از ناراحت کردنش حرف زدن با او در این مورد هم سخت است چون مطمئنا هیچکس دوست ندارد بشنود که چقدر بوی بدی میدهد. تنها نکته مثبت درمورد این مشکل این است که برخلاف سایر مشکلات روابط مثل خیانت یا آزار، برطرف کردن این به مراتب راحتتر است. راههایی وجود دارد که به شما و همسرتان کمک میکند بتوانید این مشکل را از سر راهتان برداشته و زندگی عاشقانهای را دوباره در کنار هم داشته باشید.

منبع مقاله : futurescopes.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 3 ارديبهشت 1395 ساعت: 2:01

چطور تجارت جدیدتان را در یک سال اول حفظ کنید

اگر کار جدیدی را شروع کردهاید، احتمالاً داستانهای ترسناکی درباره شکست تجارتها به گوشتان خورده است. اگر بخواهید به چند تا از این داستانها گوش کنید آووقت باور خواهید کرد که ۹۰٪ بیزنسهای تازهکار محکوم به شکست هستند. اما واقعیت روشنتر از این حرفهاست: براساس آمار اداره کار امریکا، ۷۵٪ از بیزنسهای جدید سال اول دوام آورده، ۶۹٪ از آنها تا دو سال اول و ۵۰٪ از آن تا ۵ سال اول دوام میآورند.

بااینکه این احتمال ۵۰-۵۰ دوام یک بیزنس در ۵ سال اول شاید چندان عالی به نظر نرسد ولی لازم نیست که عقب بنشینید و اجازه دهید احتمالات سرنوشت را به شما دیکته کند. در زیر به نکاتی اشاره میکنیم که کمکتان میمند تجارت نوپای خود را به موفقیت برسانید:

یک برنامه کاری داشته باشید

وقتی به دنبال یک سرمایهگذار یا وام بانکی نیستید، وسوسهانگیز خواهد بود که برنامه کاری را به کل نادیده بگیرید. ولی فرایند نوشتن برنامهها اقدامی فوقالعاده برای روی کاغذ آوردن ایدههایتان است: اینکه سعی در حل چه مشکلاتی دارید؟ زندگی چه کسانی را میخواهید بهتر کنید؟ چارچوب زمانی واقعبینانه برای راهاندازی، فروش و سوددهی بیزنستان چیست؟ البته به یک برنامه ۱۰۰ صفحهای نیازی ندارید ولی برنامهتان باید آنقدر تفصیلی باشد که بازار هدف و طرح بیزنستان را به شما معرفی کند.

هزینههایتان را پایین نگه دارید

بیزنسهای جدید معمولاً به این دلیل شکست میخورند که پولشان تمام میشود. به همین دلیل واقعاً عاقلانه است که هزینههایتان را تا حد ممکن پایین نگه دارید تا زمانیکه محصولتان را معرفی کرده و فروشتان شروع شود. فقط کسانی را استخدام کنید که واقعاً به آنها نیاز دارید. در سایر موارد از پیمانکارها استفاده کنید. اگر حتی به دفتر کاری نیاز ندارید، تا زمانی که ممکن است جایی را اجاره نکنید. و به طور کل، پولتان را فقط برای چیزهایی که واقعاً به آن نیاز دارید خرج کنید نه چیزهایی که فکر میکنید هر بیزنسی باید داشته باشد.

دوباره در شرکت سرمایه وارد کنید

وقتی میخواهید از کاری با درآمد ثابت به یک سرمایهگذاری تغییر شغل دهید، خیلی سخت است که ثبات و امنیت یک چک حقوقی ماهانه را کنار بگذارید. ولی اولین پولی که درمیآورید را باید دوباره سرمایه کارتان کنید. خیلی اوقات، سرمایهگذاران آخرین کسانی هستند در طول سال اول حقوق دریافت میکنند.

فعالیت زیاد را با بازده کار اشتباه نگیرید

در فرهنگ امروزی، همه همیشه مشغله دارند. ولی چه میزان از این مشغله واقعاً در جهت جلو بردن شرکت است؟ در طول سال اول باید در نحوه گذران زمان و منابعتان بسیار دقیق عمل کنید. سرمایهگذاران بسیاری سرشان خیلی شلوغ است ولی فقط به کنارهها حرکت میکنند نه به سمت جلو.

به هر درخواستی که سر راهتان قرار میگیرد، پاسخ مثبت ندهید. وقتی میخواهید درخواست هر مشتری، رویداد، بازاریابی یا موقعیت شراکت را در نظر بگیرید، به این فکر کنید که این اقدام در برنامه و اولویتهای کلی شرکتتان چه تاثیری دارد.

بر روی مشتریهایتان تمرکز کنید

هدف شما ساختن یک محصول یا تجارت فوقالعاده نیست. کمک کردن به مشتریهاست. به نیازهای آنها توجه کنید و همه چیز را براساس نظرات آنها جلو ببرید. وقتی چیزی را میسازید که مردم واقعاً میخواهند و به آن نیاز دارند، فروشتان عالی خواهد بود.

شبکه اجتماعی خودتان را بسازید

به طور کلی، هر چه آدمهای بیشتری بشناسید، بهتر است. هرکسی میتواند یک شریک، مشتری، منبع الهام یا مبلغ احتمالی باشد. با متخصصین رشته کاریتان و دیگرانی که همین کار را شروع کردهاند صحبت کنید. هرچه افراد اینچنینی بیشتری بشناسید، فرصتهای بیشتری سر راهتان قرار خواهد گرفت و حامین بیشتری هم خواهید داشت.

برای وقت دیگران ارزش قائل شوید ولی از قرار گذاشتن با آنها نترسید. وقتی آنها را ملاقات میکنید، سوال بپرسید، به آنها فرصت حرف زدن درمورد خودشان را بدهید و حتماً بعد از ملاقات یک ایمیل تشکر برای آنها بفرستید. مهمتر اینکه، قانون طلایی شبکهسازی اجتماعی را به یاد داشته باشید: هر چه بیشتر بدهید، آدمهای بیشتری مشتاق به پس دادن به شما میشوند.

قیاس کنید و سازگار شوید

منابعی که در روزهای اول در دسترس دارید محدود هستند، به همین دلیل خیلی مهم است که مطمئن شوید پول و زمانتان را به طریق درست صرف میکنید. هیچوقت تصور نکنید که میدانید در بیزنستان چه اتفاقی در حال افتادن است. همه چیز را با اعداد و ارقام پشتیبانی کنید.

ممکن است خیلی ساده در آمار و ارقام غرق شوید ولی باید معیارهای کلیدی ۴-۲ برای بیزنستان داشته باشید که همیشه حواستان به آن باشد. مثلاً اینکه وبسایت یا مشتریهای گذریتان از کجا میآید؟ درصد سود خالصتان به ازای هر محصول یا پروژه چقدر است؟

برنامه طولانیتری داشته باشید

برای سرمایهگذاران جدید عادی است که یک سال را به صورت آزمایشی شروع کنند تا ببینند چه پیش میآید. بعد وقتی ببینند که سال به سال سود چندانی ندارند، تصمیم میگیرند که آن تجارت را متوقف کنند. مشکل اینجاست که خیلی از بیزنسها به زمانی بیشتر از یک سال برای سوددهی نیاز دارند. یکی از بهترین راهها برای اینکه بتوانید بعد از یک سال هم تجارتتان را نگه دارید این است که این واقعیت را بپذیرید که ممکن است ۲۴-۱۸ ماه طول بکشد تا بیزنستان بتواند از زمین بلند شود.

شروع کردن یک کار بسیار ریسکی و استرسزا است. ولی بیشتر بیزنسهای جدید در سال اول خود بیشتر موفق میشوند تا اینکه شکست بخورند. اگر آماده شروع یک تجارت جدید هستید، از ریسک کردن نترسید ولی در خرج کردن، برنامه ریختن، قیاس کردن و سازگار شدن محافظهکار باشید.

منبع مقاله : forbes.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 ساعت: 19:30

صفحه بندی